![]() |
![]() |
|
|
استفاده از یک نرم افزار ضد هکر مثل Black Ice
استفاده از ویروس کشهای Norton Anti Virus 2005 و McAfee که اگر Pack کامل باشد خیلی بهتر است
سطح ایمنی و ویروس کشی را در حالت High بگزارید تا تمام فایلها ، با هر پسوندی که هستند ویروس کشی شوند و توجه داشته باشید ویروس کش McAfee حالتی را با عنوان Heuristic دارد ، که به معنی اکتشافی است و در این حالت ویروس کش ، به طرز هوشمندانه ای اقدام به ویرس یابی می کند. توجه داشته باشید خیلی از ویروس هایی که در کامپیوتر شما پنهان شده اند به این روش آشکار می شوند . در حقیقت این نوع ویروس ها دو زیست هستند و مرتبا تغییر می کنند و از این رو ویروس کش ، در حالت عادی نمی تواند آنها را بیابد.
عدم استفاده از برنامه های به اشتراک گذاری فایل از جمله Kazza که به علت نقص های بیشمار و همراه داشتن برنامه های جاسوسی استفاده از آن دیوانگی است.
عدم استفاده از Internet Explorer . خیلی از برنامه های جاسوسی و Trojanها فقط در صورتی دانلود و در نتیجه فعال می شوند که صفحه مربوطه توسط Internet Explorer باز شود ، همچنین خیلی از کرمهای اینترنتی در صورت اجرا شدن و باز بودن اینترنت اکسپلورر گسترش پیدا می کنند . پیشنهاد می کنم از یک مرورگر دیگر به جای Internet Explorer استفاده کنید و قابلیت های PlugIn و Java Script آن را نیز غیر فعال کنید . در این میان مرورگر Opera و فایرفاکس از همه کارآمد تر می باشند
افزایش امنیت Internet Explorer . با همه این احوال موقعیتی پیش می آید که باید از مرورگر استاندارد اینترنت یعنی Internet Explorer استفاده کنید به همین خاطر روش های افزایش امنیت Internet Explorer را نیز بیان می کنم .
استفاده از برنامه های ضد پاپ آپ . خیلی از PopUp ها باعث قفل شدن و در نتیجه بسته شدنIE می شوند و حتی می توانند حاوی کدهای مخرب و ویروس نیز باشند . بهترین برنامه هایی که برای این کار وجود دارد Zero PopUp و AdWare 6.0 است ، البته Adware بسیار بهتر عمل می کند و علاوه بر قابلیت ضد Pop up قابلیت Anti Spyware را نیز دارا می باشد
پاک کردن و غیر فعال کردن ذخیره سازی پسورد توسط IE . با توجه به ذخیره شدن پسورد ایمیل ها و یا وبلاگ شخصی شما در IE، از این رو می تواند مورد سو استفاده هکرها قرار گیرد . برای انجام این کار مراحل زیر را طی کنید:
صفحاتی که عکس یا عکسهای آنها نمایان نمی شود را Refresh نکنیم ، چون این یکی از روشهای آلوده سازی کامپیوتر قربانی به ویروس یا تروجان است و برای دیدن عکس مذکور روی آن کلیک راست بزنید و سپس گزینه Show Picture را بزنید . ممکن است سایتی حتی قسمتهای دیگرش نیز به درستی باز نشده باشد در این صورت نیزRefresh نکنید و آدرس آن سایت را در یک صفحه جدید IE وارد کنید .
استفاده از برنامه های ضد برنامه های جاسوسی یا همان Anti Spyware و Anti AdWare که بهترین آنها SpySweeper می باشند و آن را می توانید از سایت زیر دانلود کنید
همیشه به آیکون و پسوند عکسهایی که از طریق چت می گیرید توجه کنید و از طرف مقابل بخواهید که عکسش را به ایمیلتان بفرستد چون خود یاهو دارای Norton Anti Virus می باشد و فایل قبل از دانلود شدن Scan می شود و فقط در مواردی نادر ممکن است Yahoo ویروسی که همراه عکس هست را نشناسد به همین خاطر عکس مربوطه را پس از Download با ویروس کش McAfee نیز Scan کنید
هرگز اسم کامپیوتر {Computer Name} خود را واقعی ندهید . هکرها می توانند اسم کامپیوتر شما و در نتیجه اسم شما را بیابند و برای جلوگیری از این کار یک اسم مستعار برای خود انتخاب کنید . همچنین از وارد کردن اسم و مشخصات واقعی خود در برنامه هایی مثلPhotoshop و غیره که در زمان نصب از شما اسم و مشخصات می خواهند نیز خودداری کنید . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 22:24 توسط فاطمه |
|
|
گر سکوت ِ این گستره ی بی ستاره مجالی دهد،
می خواهم بگویم : سلام! اگر دلواپسی ِ آن همه ترانه ی بی تعبیر مهلتی دهد، می خواهم از بی پناهی ِ پروانه ها برایت بگویم! از کوچه های بی چراغ! از این حصار ِ هر ور ِ دیوار! از این ترانه ی تار... مدتی بود که دست و دلم به تدارک ِ ترانه نمی رفت! کم کم این حکایت ِ دیده و دل، که ورد ِ زبان ِ کوچه نشینان است، باورم شده بود! باورم شده بود، که دیگر صدای تو را در سکوت ِ تنهایی نخواهم شنید! راستی در این هفته های بی ترانه کجا بودی؟ کجا بودی که صدای من و این دفتر ِ سفید، به گوشت نمی رسید؟ تمام دامنه ی دریا را گشتم تا پیدایت کردم! آخر این رسم و روال ِ رفاقت است، که در نیمه راه ِ رؤیا رهایم کنی؟ می دانم! تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند! اما شمار ِ آنهایی که عاشق می مانند، از انگشتان ِ دستم بیشتر نیست! یکیشان همان شاعری که گمان می کرد، در دوردست ِ دریا امیدی نیست! می ترسیدم - خدای نکرده ! - آنقدر در غربت ِ گریه هایم بمانی، تا از سکوی سرودن ِ تصویرت سقوط کنم! اما آمدی! حالا دستهایت را به عنوان امانت به من بده! این دل ِ بی درمان را که در شمار ِ عاشقان ِهمیشه می گنجانم، انگشتانم، برای شمردنشان کم می آید! |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم شهریور 1387ساعت 2:11 توسط فاطمه |
|
كوتاه ترين راه عشق ورزيدن نگاهي ست خالص و بي ريا توام با عشق...
كوتاه ترين راه رسيدن به ثروت آن است كه قابليت هايت را بشناسي و بر آن تكيه كني...
كوتاه ترين راه براي تسكين پشت كنكوري ها ديدن افراد موفق و خوشبختي است كه حتي از جلوي دانشگاه هم رد نشده اند...
كوتاه ترين راه براي رسيدن به آرزوها واقع بين بودن است... كوتاه ترين راه براي غيبت نكردن آن است كه عيوب خود را مثل عيب ديگران ببيني...
كوتاه ترين راه براي داشتن جسمي سالم اعتدال در خوردن است نه كم نه زياد...
كوتاه ترين راه براي رسيدن به ثبات آن است كه بر آنچه ايمان داري پافشاري كني حتي اگر يك لشكر مخالف داشته باشي...
كوتاه ترين راه براي رسيدن به آرامش آن است كه كمتر به چيز هايي كه نداري فكر كني...
كوتاه ترين راه براي فاش نساختن راز ديگران آن است كه هرگز به رازشان گوش ندهي...
كوتاه ترين راه براي تحقير نكردن ديگران اين است كه فقط چندلحظه خودت را جاي آنها قرار دهي...
كوتاه ترين راه غلبه بر مشكلات كوچك و ناچيز شمردن آنهاست...![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 18:37 توسط فاطمه |
|
|
با سلام و درود فراوان به تک تک دوستان خوب و با صفای خودم . و تقدیرو تشکر از دوستانی که به من لطف دارند وبرام نظر گذاشتند و ایمیل فرستادند .
اینبار هم تقدیم می کنم به شما دوستای خوب و دوست داشتنی انیشتین می گفت :" آنچه در مغزتان می گذرد ،جهانتان را می آفریند. "
استفان کاوی (از سرشناسترین چهره های علم موفقیت)احتمالا با الهام از همین حرف انیشتین است که می گوید :" اگر می خواهید در زندگی و روابط شخصی تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می خواهد قدمهای کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی تان ایجاد کنید باید نگرشها و برداشتهایتان را عوض کنید ."
او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی ،ملموس تر می کند :" صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم . تقریبا یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و در مجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد . بچه هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می کردند . یکی از بچه ها با صدای بلند گریه می کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می کشید و خلاصه اعصاب همه مان توی اتوبوس خرد شده بود . اما پدر آن بچه ها که دقیقا در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلا به روی خودش نمی آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض باز کردم که : آقای محترم ! بچه هایتان واقعا دارند همه را آزار می دهند . شما نمی خواهید جلویشان را بگیرید ؟ مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می افتد کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت : بله ، حق با شماست . واقعا متاسفم . راستش ما داریم از بیمارستانی برمی گردیم که همسرم ، مادر همین بچه ها ٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است . من واقعا گیجم و نمی دانم باید به این بچه ها چه بگویم . نمی دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد ."
استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می پرسد :" صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ " و خودش ادامه می دهد که:" راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به ان مرد گفتم : واقعا مرا ببخشید . نمی دانستم . آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....
اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می تواند تا این اندازه بی ملاحظه باشد ٬اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم ."
" حقیقت این است که به محض تغییر برداشت ٬ همه چیز ناگهان عوض می شود . کلید یا راه حل هر مسئله ای این است که به شیشه های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است که به آن معنا و مفهوم می دهد."
دکتر کاوی با این صحبتش آدم را به یاد بیت زیبای مولانا می اندازد که :
" پیش چشم ات داشتی شیشه ی کبود
لاجرم عالم کبودت می نمود " |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 14:11 توسط فاطمه |
|
|
نخستین قانون موفقیت تمرکزاست. یعنی همه نیروهای خود را روی یک نقطه متمرکز کنید، مستقیماً به سراق همان نقطه بروید و به چپ و راست منحرف نشوید. ( ویلیام ماتیوس) تمرکز در معنای اصلی توانایی دقت و توجه ذهن روی یک موضوع واحد است. ( کُمار) میزان کارایی شما هر چه باشد، توانایی های شما بیشتر از آن است که تا کنون به فعل در آمده است. ( جیمزتی. مک کِی) تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند. ( الکساندر گراهام بِل ) خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز، خود چگونه مردن را خواهم آموخت ( دکترعلی شریعتی) برای موفقیت یک ویژگی هست که افراد باید آن را داشته باشند و آن مشخص بودن هدف است. به بیان دیگر، فرد باید بداند که چه می خواهد و شدیداً خواستار بدست آوردن ان باشد. ( ناپلئون هیل) میزان بزرگی و موفقیت هر فرد بستگی به این دارد که تا چه حد می تواند همه نیروهای خود را در یک کانال واحد بریزد. (ادیسون سووت ماردن)
آرزومـندآرزوهـایــتان فاطمـه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 0:26 توسط فاطمه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 12:16 توسط فاطمه |
|
|
آيا ميدانستي که زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نميتواند هيچ صدايي از خود در آورد آيا ميدانستي که موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند. آيا ميدانستي که جنين بعد از هفته هفدهم خواب هم ميتواند ببيند. آيا ميدانستي که روباهها همه چيز را خاكستري ميبينند. آيا ميدانستي که 1300 كره زمين در سياره مشتري جاي مي گيرد. آيا ميدانستي رود دجله به خليج فارس ميريزد. آيا ميدانستي که 85% گياهان در اقيانوسها رشد ميكنند. آيا ميدانستي که اولين تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسيد آيا ميدانستي که سريعترين پرنده شاهين است و ميتواند با سرعت 200 كيلومتر در ساعت پرواز کند آيا ميدانستي که اولين اتوموبيل را مظفرالدين شاه قاجار وارد ايران كرد آيا ميدانستي که قدرت بينايي جغد 82 برابر قدرت ديد انسان است آيا ميدانستي هر 50 ثانيه يک نفر در دنيا به بيماري ايدز مبتلا ميشود آيا ميدانستي که كبد يا جگر تنها عضو داخلي بدن است كه اگر با عمل جراحي قسمتي از آن برداشته شود دوباره رشد ميكند آيا ميدانستي که ميزان انرژي كه خورشيد در يك ثانيه توليد ميكند ، براي توليد برق مورد نياز تمام كشورهاي جهان به مدت يك ميليون سال كافي است آيا ميدانستي هر عنكبوت تار ويژه خود را دارد و هيچگاه تارهاي آنها به هم شبيه نيستند آيا ميدانستي که رودي در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه ديگر سال از جنوب به شمال جريان دارد آيا ميدانستي که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست آيا ميدانستي که سريع ترين عضله بدن انسان زبان است آيا ميدانستي که شبكه چشم 135 ميليون سلول احساس دارد كه مسووليت گرفتن تصاوير و تشخيص رنگها را بر عهده دارد. آيا ميدانستي که بدن انسان پنجاه هزار كيلومتر رشته عصبي دارد. آيا ميدانستي که در برج ايفل دو ميليون و نيم پيچ به كار رفته است. آيا ميدانستي طول رگهاي بدن انسان پانصد و شصت هزار كيلومتر است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 21:9 توسط فاطمه |
|
|
پدر روزنامه مي خواند .اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي شد.حوصله ي پدر سر رفت و صفحه اي از روزنامه را-كه نقشه ي جهان را نمايش مي داد- جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد.
-"بيا ! كاري برايت دارم . يك نقشه ي دنيا به تو مي دهم .ببينم مي تواني آن را دقيقا همان طور كه هست بچيني ؟" و دوباره سراغ روزنامه اش رفت.مي دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است.اما يك ربع ساعت بعد پسرك با نقشه ي كامل برگشت. پدر با تعجب پرسيد:"مادرت به تو جغرافي ياد داده؟" پسرجواب داد:"جغرافي ديگر چيست؟" پدر پرسيد:"پس چگونه توانستي اين نقشه ي دنيا را بچيني؟" پسر گفت:" اتفاقا پشت همين صفحه تصويري از يك آدم بود .وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنيا را هم دوباره ساختم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 13:9 توسط فاطمه |
|
|
هر کدام از ما فایلهایی داریم که محرمانه هستند و دوست داریم از دسترسی غریبه ها و حتی شاید آشنایان و اطرافیان به آنها جلوگیری کنیم. همیشه این احتمال هست که شما یک درایو Usb با چنین فایلهایی را گم نمائید و یا لپ تاپتان را با هارد دیسکی که پر از فایلهای مهم و سرنوشت ساز برای شما است را از شما سرقت کنند. در نظر داشته باشید یک درایو Usb متعلق به شما که حاوی نتایج یک تحقیق چندین ساله، بخش های از پروژه تان و یا عکسهای خصوصی شما است را از شما بربایند و یا آن را گم نمائید. در این مقاله سعی دارم به این نگرانی خاتمه دهم و به زبانی ساده به رمز در آوردن یا کدگذاری کردن اینگونه فایلها را به کلیه کاربران از آماتورها تا حرفه ای ها اطلاع دهم. ______________________________________________________ - ايجاد يک درايو مجازي رمزنگاري شده جهت نگه داري فايلهاي محرمانه در درون آن 1- برای اینکار ابتدا به نرم افزاری مثلTrueCrypt احتیاج داریم، TrueCrypt یک نرم افزار کدباز و رایگان است که با پلتفورمهایی مثل لینوکس و ویندوز سازگاری کاملی دارد و یکی از بهترین ها و ساده ترین ها در زمینه رمز نگاری فایلها و درایوهای کامپیوتری است. این نرم افزار یک درایو مجازی رمزنگاری شده را بر روی هارد دیسک یا درایوهای قابل حمل به وجود می آورد که فایلهای موجود در این درایو به هیچ عنوان قابل رویت توسط افراد دیگر به غیر از خود شما نخواهند بود مگر اینکه راهی برای عبور از سیستم رمز نگاری این نرم افزار و همینطور شکستن پسورد شما پیدا کنند که بسیار دشوار و محال است. از جمله دیگر مزایای این نرم افزار توانایی آن در رمزنگاری کردن کامل یک درایو هارد دیسک یا یک USB درایو است. اگر USB درایو خود را با آن رمز نگاری نمائید TrueCrypt یک AutoRun را بر روی درایو شما نصب میکند هر زمان که درایو را به USB وصل نمائید از شما پسورد می خواهد و تنها با وارد کردن آن می توانید به درایو دسترسی پیدا کنید و بعد هم که درایو را جدا نمائید باز کلیه اطلاعات کد می شوند. 2-بعد از دانلود نصب و اجرای برنامه ی TrueCrypt دکمه ی Create Volume را فشار دهید تا ویزاردی جهت ایجاد درایو مجازی رمز نگاری شده اجرا شود، حالا گزینه ی Create a Standard TrueCrypt Volume را انتخاب کنید و next را بزنید و سپس کلید Select File را بزنید و محلی را برای ایجاد این درایو انتخاب نمائید و آن را نامگذاری کنید. 3-حالا وقت آن رسیده است تا الگوریتم رمزنگاری خود را انتخاب نمائید، افراد کنجکاو میتوانند در منوی Encryption Algoritm گشت و گذار کنند و الگوریتمهای مختلف رمزنگاری را کنکاش نمایند ولی بهترین و قوی ترین الگوریتم، الگوریتم پیش فرض خود نرم افزار یعنی AES می باشد. کلید Next را بزنید تا حجم درایو مجازی را مشخص نمائید حجم این درایو بهتر است با حجم فایلهایی که قرار است رمزنگاری شوند و در آن ذخیره شوند سازگاری داشته باشد. ذکر این نکته ضروری است که فایلهای رمزنگاری شده از نظر حجمی با فایلهای اولیه تفاوت چندانی ندارند.
4- یک پسورد برای این درایو رمز نگاری شده که حافظ فایلهای شما خواهد بود انتخاب نمائید، خود نرم افزار TrueCrypt از شما یک پسورد 20 کارکتری می خواهد که حاوی حروف و اعداد نامنظم باشد، می شود پسوردهای ساده تری هم به کار بست ولی توصیه میکنم پسوردی انتخاب کنید که کرک کردنش به این سادگی ها نباشد. 5-حالا به بخش رمز نگاری میرسیم کافی است در TrueCrypt کلید فرمت را فشار دهید تا درایو مجازی که ایجاد کردیم علاوه بر دارا بودن پسورد رمزنگاری یا اصطلاحا Encrypt شود، فشار دادن کلید فرمت ممکن است کمی باعث کندی کامپیوترتان در زمان فرمت شود ولی نگران نباشید هیچ اطلاعاتی از روی کامپیوتر شما پاک نخواهد شد بلکه درایو مجازی که در مرحله یک ایجاد کردید فرمت شده و رمز نگاری می شود. ______________________________________________________ - بارگذاری و بازخوانی فایلها در درایو رمزنگاری شده حالا شما یک درایو رمز نگاری شده دارید که می توانید با خیال راحت فایلهای محرمانه خود را در آن نگهداری کنید. 1- از درون TrueCrypt گزینه ی Select File را بزنید و بعد درایو رمزنگاری شده خود را که در بالا ساختید را مسیر یابی و برای برنامه انتخاب کنید.
2-از بین کارکترهای موجود برای نامگذاری درایو در خود TrueCrypt (به عنوان مثال Z) یکی را انتخاب کنید و بعد کلید Mount را بزنید و پس از آن پسورد درایو مجازی که ساختید را وارد نمائید. 3 4-بعد از این که کارتان با این درایو به پایان رسید، درایو Mount شده (درایو Z بر طبق مثال) را انتخاب کنید و سپس کلید Dismount را بزنید، پس از اینکار فقط یک فایل در جایی که درایو را ذخیره نموده اید باقی می ماند که به هیچ عنوان و با هیچ ابزاری قابل گشودن نیست و بایستی برای دسترسی به آن مراحل بالا را مجدد طی کنید. نکته: همانطور که گفته شد با این نرم افزار شما می توانید یک درایو کامل یا یک درایو USB را نیز رمز نگاری کنید برای انجام اینکار و به عنوان مثال رمزنگاری کردن یک درایو USB به جای مرحله یی که در قسمت ساخت درایو مجازی رمز نگاری شده (مرحله 2) Select File را انتخاب میکردیدSelect Device را بزنید و سپس درایو مجازی خود را انتخاب نمائید. توجه داشته باشید در رمز نگاری کردن کامل یک درایو در مرحله فرمت کمی شرایط فرق میکند و اگر اطلاعاتی بر روی آن درایو از هارد دیسک یا درایو USB باشد پاک خواهند شد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 0:43 توسط فاطمه |
|
|
به نام آن كه گل را رنگ و بو داد......... ز شبنم لاله ها را آبرو داد به گل بخشيد حسن و دل ستاني........ به بلبل داد عشق و نغمه خواني @@@@@@@@@@@@@@@ کسی در امتداد لحظه ها می گرید پرواز افتاب و نسیم و پرنده را میدانم ماهی همیشه تشنه ام انگار روزی دیگر فرا رسیده است (`'·.¸(`'·.¸* ¤ *¸.·'´)¸.·'´ ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 13:50 توسط فاطمه |
|
|
خداحافظ همين حالا
همين حالا كه من تنهام خداحافظ به شرطي كه بفهمي تر شده چشمام. خداحافظ كمي غمگين بياد اون همه ترديد بياد آسموني كه منو از چشم تو مي ديد. اگه گفتم خداحافظ نه اينكه رفتنت ساده است نه اينكه ميشه باور كرد دوباره آخر جاده اس خداحافظ واسه اينكه نبندي دل به روياها بدوني بي توو با تو همينه رسم اين دنيا خداحافظ خداحافظ همين حالا |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 20:26 توسط فاطمه |
|
|
* هيچ موقع مغرور نشوید ، چون آبشار در اوج سقوط ميكند
* زندگي جدولي است كه جايزه پر كردن خانه هاي آن ، مرگ است .
* هيچ انساني دشمن ديگري نيست بلكه معلم اوست .
*اگر اولش به فكر آخرش نباشي آخرش به فكر اولش مي افتي .
* هیچ کسی جز خود ما مسئول بدبختی ها و یا خوشبختی های ما نیست .
* هيچ کار بزرگي بدون اراده بزرگ ميسر نيست .
* هر شادي با رنجي بدست مي آيد و هر رنجي با شادي از بين ميرد .
* ارباب ديگران بودن آسان است ، بر خود حکومت کردن دشوار است . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 16:30 توسط فاطمه |
|
|
در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای اين كه عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايی مخفی كرد. بعضی از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از كنار تخته سنگ می گذشتند. بسياری هم غرولند می كردندكه اين چه شهری است كه نظم ندارد. حاكم اين شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت . نزديك غروب، يك روستايی كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناری قرار داد. ناگهان كيسه ای را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه های طلا و يك يادداشت پیدا كرد. پادشاه درآن يادداشت نوشته بود :
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 15:11 توسط فاطمه |
|
|
زندگي رسم خوشايندي است. زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ ، پرشي دارد اندازه عشق . زندگي نوبر انجير سياه ، در دهان گس تابستان است. زندگي تجربه شب پره در تاريكي است. زندگي ، برگ درخت است به چشم حشره. زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد. زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست. خبر رفتن موشك به فضا ، لمس تنهايي ماه ، فكر بوييدن گل در كره اي ديگر |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 22:31 توسط فاطمه |
|
|
مادر
گل واژه هستی بهترین بهترین ها چه بگویم؟ از کجا شروع کنم؟ به کجا ختمش کنم........؟ و زمانی که از کعبه ی عشق به بیابانی پر از خار پای نهادم در تیرگی شب نوری به سان مهتاب دیدم که وجودم را به روشنایی روز نورانی کرد و گرمای وجود او بود که مرا از سردی و نااهلی دیگران رهاند. مادر تو مرا در طوفان های سهمگین این بیابان پناهگاهی و در دره ی بی رحم زندگی تویی که به سان پل مرا لحظه به لحظه به قله نزدیک تر می کنی عشق من به تو همچون پروانه ای است که با نزول به سمت شمع آتش عشق خود را بامعشوق به قسمت می گذارد و با این تقسیم به اوج می رسد. از همه چیز بریده ام............فقط به تو فکر می کنم و تو را می خواهم وقتی صدایم می کنی غنچه های شادی در وجود پر ملالم شکوفا می شود وقتی نگاهم می کنی گلزاری می بینم در دشتی بزرگ که در آن مرا به آسمان ها پیوند می زنند. و وقتی دعایم می کنی آنگاه است که هیچ چیز و هیچ کس نخواهد توانست که مرا شکست دهد.
نمی دانم...........نمی توانم.........چگونه تو را وصف کنم؟ ای مادر ای تنهاترین یاور من ای زیباترین باور من ای بهانه ماندن من قسم به شرم تو و به هر چه عشق دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 19:0 توسط فاطمه |
|
|
خواستم هديه اي برايت بفرستم گل گفت مرا بفرست تا با عطر خود او را شاد سازم از بچگی بهم یاد دادن که هر 1 ساعت ، 60دقیقه است و هر دقیقه 60 ثانیه است.........اما هیچکس نگفته بود هر 1 ثانیه بدونه تو مادر 100 ساله
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 16:50 توسط فاطمه |
|
|
داستان بسیار غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند ، بلکه این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.
شکست چیزی نیست جز دست کشیدن از تلاش.
تقدیم به همه دوستان گلم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 14:56 توسط فاطمه |
|
|
زندگی مثل گل سرخ است پر از عطر پر از گل پراز خار پر از برگ لطيف يادمان باشد اگر گل چيديم عطر و خار و گل و گلبرگ همه همسايه ی ديوار به ديوار همند
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 22:42 توسط فاطمه |
|
|
حتی اگر همه درها بسته شوند باز هم یک راه دیگر برای یافتن نور پیدا می شود . اگر زندگی ات تیره و تار شد و احساس کردی که تنها شده ای و آخرین راه هم نتیجه نداد این بدان معنا نیست که راه دیگری وجود نداشته باشد.بعد از آخرین راه باز هم راه دیگری وجود دارد.این تو هستی که خودت را مانند یک پرنده ای کوچک در قفس آخر حبس کرده ای .در این دنیا آخرین وجود ندارد و بعد از آخرین باز هم اولین است.وقتی دنیا را تاریک می بینی مانند شب دلیل نمی شود که صبح نیاید.اصلا شاید شب نباشد شاید این تو باشی که چشمانت را بسته ای و اجازه ورود نور را به قلبت نمی دهی .تو اگر بخواهی خودت را از عمیق ترین چاله ها هم بیرون می کشی.پس سوار بر ابر امید شو و یکباره به سرزمین نور و روشنایی سفر کن. خواهی دید که اگر امید جزیی از قلبت شده باشد حتی اگر دوباره چشمانت را بر هم بگذاری دیگر تاریکی نخواهی دید .این تو هستی که در انبوه نا امیدی و امید تعیین کننده پیروز مسابقه هستی پس هر لحظه امیدوارتر از پیش باش
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم تیر 1385ساعت 16:19 توسط فاطمه |
|
|
پروردگارا سجده اي مي كنم تا بندگي خويش را از ياد نبرم ، بندگي ات بر پيشانيم نقش عاشقي بزند و يادگاري باشد بهر برات در شامگاه پايان تنهاييم . خداوندا ; قلبم جز تو نگاري نگيرد و چشمانم جز تو زيبايي نبيند و گوشهايم غير تو آوايي نشنود ، لايقم گردان تا بالي راكه دادي سنگيني بي كسي اين جسم را تا كنار ملكوتت بكشد و تنهاييم را درمان كند خداي خوبم تنها چيزي كه براي هميشه من دارم و تو نداري!! و من در خونه ات ميارمش .. نياز من به توست ... دستهاي خالي ما رو با محبت و مهرت پر از صفا كن. خداي مهربونم ... تا هميشه بنده حقير توام و تا هميشه شكرگزار و نيازمند. خداي عاشقم ... عشق و حب دنيا رو ازم بگير و عشق و حب واقعي رو در وجودم پر كن. مي ترسم مسير عشق رو به دستم بدي!! خودت هدايتش كن. سر گرداني يك شهاب سوخته ي بي خانمان...در كهكشان عشق تو هم عالمي دارد ، ميداني چيست ؟ به دنبال چيزي ميگردند شهابها در آسمان شب كه فقط ستارگان راز آنرا ميدانند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 13:47 توسط فاطمه |
|
|
زندگي همچون پيازي است که هر لايه آن را ورق زدم مرا به گريه انداخت
فرقي نمي كند گودال آب كوچكي باشي يا درياي بيكران... زلال كه باشي، آسمان در توست تا توانی بگریز از یار بد ، یار بد بدتر بود از مار بد دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ ، ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ از کوته نظران چنان بگریزید که گویی از طاعون گریخته اید، آنان با دیدگاه محدودشان همواره انگیزه های شما را سرکوب می کنند تـــقــدیم بـه هــمــه شمـا |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 23:55 توسط فاطمه |
|
|
شما می دونید که کاندیدای شعر سال ۲۰۰۵ اثر چه کسی بود؟
كاندیدای شعر سال 2005 اثر یك پسر سیاه پوست بود .که این شعر است: وقتی به دنیا آمدم سیاه بودم ، وقتی بزرگتر شدم بازهم سیاه بودم وقتی جلو آفتاب میرم همچنان سیاهم وقتی می ترسم هم سیاهم ، وقتی سردمه سیاهم وقتی مریضم باز هم سیاهم ، وقتی هم كه بمیرم باز سیاه خواهم بود تو ای دوست سفید من ، وقتی به دنیا آمدی صورتی بودی وقتی بزرگتر شدی سفید شدی ، وقتی جلو آفتاب میری قرمز میشی وقتی می ترسی زرد میشی ، وقتی مریضی سبز میشی وقتی هم كه بمیری خاكستری میشی ، تو به من میگی رنگین پوست ؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 23:21 توسط فاطمه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 19:18 توسط فاطمه |
|
|
سلامي به گرمي عشق ، به زيبايي گلهاي بهاري و به كوبندگي تپش قلب و گرمي اشك،
سلامي به سوزناكي غم ، سلامي چون اشك ، اشكي چون شمع ، شمعي چون نور و نوري چون تو و سلامي به وسعت اقيانوس هاي بيكران كه از اعماق قلبم سرچشمه مي گيرد و از راههاي پرپيچ و خم به سوي شما پرواز مي كند. سلام دوستان.ببخشید که این چند روزه آپ نکردم خیلی سرم شلوغ بود.ولی الان اومدم که جبران کنم .ازهمه کسانی که منو توی این چند وقت یاری کردن و با نظر هاشون در بهتر شدن این وبلاگ کمک کردن بسیار سپاسگزارم . منتظر نظرهای سازنده یتان هستم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 19:5 توسط فاطمه |
|
|
آيا ميدانستي 50 درصد جمعيت جهان هيچگاه در طول حيات خود از تلفن استفاده نكرده است؟
آيا ميدانستي که مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد و تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي متفاوتي مي يابند؟ آيا ميدانستي که آدولف هيتلر گياهخوار بوده است؟ آيا ميدانستي سالانه 500 فيلم در امريكا و 800 فيلم در هند ساخته ميشود؟ آيا ميدانستي که فيلها قادرند روزانه شصت گالن آب و دويست و پنجاه كيلوگرم يونجه مصرف كنند؟ آيا ميدانستي که از 294 کشور جهان، صد و بيست کشور آن مجازات اعدام را ندارند؟ آيا ميدانستي قلب انسان بطور متوسط صد هزار بار در سال ميتپد؟ آيا ميدانستي که يك كوه آتشفشان قادر است ذرات ريز و گرد و غبار را تا ارتفاع پنجاه كيلوكتري به فضاي اطراف پرتاب كند؟ آيا ميدانستي که كانگوروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند؟ آيا ميدانستي بزرگترين مجسمه بودا در چين قرار دارد که بلندای آن چهارصد و شانزده متر و پهنای آن شصت و هشت متر ميباشد؟ آيا ميدانستي که در عطسه ي کنترل نشده از طرف يك شخص بيمار پنج هزار قطره های ريزی که حاوی ويروس ميباشد در فضا پخش ميشود؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 12:15 توسط فاطمه |
|
|
زندگي ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگي كردن را ، تنها به
زندگي ، سالهاي عمر را افزوده ايم نه زندگي را به سالهاي عمرمان. بيشتر خرج مي كنيم اما كمتر داريم بيشتر مي خريم اما كمتر لذت مي بريم . ما تا ماه رفته و برگشته ايم ، اما قادر نيستيم براي ملاقات همسايه جديدمان از يك سوي خيابان به آن سو برويم . بيشتر مي نويسيم اما كمتر ياد مي گيريم ، بيشتر برنامه مي ريزيم اما كمتر به انجام مي رسانيم . فضاي بيرون را فتح كرده ايم اما نه فضاي درون را ، ما اتم را شكافته ايم اما نه تعصب خود را . عجله كردن را آموخته ايم ، نه صبر كردن را . درآمدهاي بالاتري داريم اما اصول اخلاقي پايين تر ، فرصت بيشتر اما تفريح كمتر ، درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر ، منازل رويايي اما خانواده اي از هم پاشيده ...... زندگي فقط حفظ بقا نيست ، بلكه زنجيره اي از لحظه هاي لذت بخش است زمان بيشتري را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد و جاهايي را كه دوست داريد ببينيد ، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين كنيد . عباراتي مانند : يكي از اين روزها و روزي را از فرهنگ لغت خود خارج كنيد . بياييد نامه اي را كه قصد داشتيم ، يكي از اين روزها بنويسيم همين امروز بنويسيم . بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم كه چقدر آنها را دوست داريم . هيچ چيزي را كه مي تواند به خنده و شادي شما بيفزايد به تاخير نيندازيد . هر روز ، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نمي دانيد كه شايد آن مي تواند *آخرين لحظه* باشد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 15:47 توسط فاطمه |
|
|
به شكوه آنچه بازيچه نيست بينديش.
من خوب آگاهم كه زندگي،يكسره صحنه بازي ست؛
من خوب ميدانم.
اما بدان كه همه براي بازيهاي حقير آفريده نشده اند.
مرا به بازي ِكوچك ِشكست خوردگي مكشان!
به همه سوي خود بنگر و باز مي گويم كه مگذار زمان،پشيماني بيافريند.
به زندگي بينديش با ميدانگاهي پهناور و نامحدود.
به زندگي بينديش كه مي خواهد باز بازيگرانش را با دست خويش انتخاب كند.
به روزهاي اندوه باري بينديش كه تسليم شدگي را نفرين خواهي كرد.
و به روزهايي كه هزار نفرين،حتي لحظه يي را بر نميگرداند.
تو امروز بر فرازي ايستاده يي كه هزار راه را مي تواني ديد؛وديدگان تو به تو امان مي دهند كه راه ها را تا اعماقشان بپايي.
در آن لحظه هاي خطير كه سپر مي افكني و مي گذاري ديگران به جاي تو بينديشند،
در آن لحظه هايي كه تو ناتواني خويش را در برابر فريادهاي ديگران احساس مي كني،
در آن لحظه يي كه تو از فراز،پا در راهي مي گذاري كه آن سوي آن،اختتام ِتمام ِانديشه ها و رؤياهاست،
در تمام لحظه هايي كه تو ميداني،مي شناسي و مي خواهي شناخت،
به ياد داشته باش
كه روزها و لحظه ها هيچگاه باز نمي گردند.
به زمانْ بينديش و شبيخون ظالمانه زمان.
صبح كه ماهي گيران با قايق هايشان به دريا مي رفتند به من سلام كردند و گفتند كه سلامشان را به تو كه هنوز خفته يي برسانم.
بيدار شو!
بيدار شو و سلام ساده ي ماهي گيران را بي جواب مگذار!
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 19:15 توسط فاطمه |
|
|
آنگاه که زندگی همچون ترانه ای جاری می گردد شاد بودن آسان است اما ارزش انسان زمانی آشکار می گردد که در شرایط آشفته نیز لبخند به لب دارد
***************************
آنانکه زندگی را بستری از گلهای سرخ می دانند همیشه از خارهای آن شکایت دارند... ***************************** سالها پیش از کنار دریا عبور کردی اما هنوز امواجش برای بوسیدن جای پایت می آیند و می روند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 15:12 توسط فاطمه |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:54 توسط فاطمه |
|
|
1. ابتدا My Computer را انتخاب و روی آن راست کلیک کرده و گزینهproperties را انتخاب کنید. در سربرگadvanced و در قسمتperformance روی گزینه settingsو visual effects کلیک کنید در ان جا با غیر فعال کردن افکت هایی که به انها احتیاجی ندارید سرعت کامپیوتر را بالا ببرید. 2.اگر برنامه های زیادی روی ویندوز نصب شده باشند سرعت کامپیوتر را پایین می آورند من به شما توصیه می کنم که برنامه هایی را که با انها کار نمی کنید وبه انها نیازی ندارید را پاک کنید چند عامل دیگر که در پایین آمدن سرعت ویندوز نقش دارند بعضی از بازی ها و فارسی سازها و آنتی ویروسها هستند و مهم تر از همه این ها یک چیز و آن اینترنت است که بیشترین کاهش سرعت کامپیوتر از اینترنت است. من به شما توصیه می کنم که اگر زیاد با اینترنت سروکار دارید از دو یوزر در ویندوز XP استفاده کنید یکی فقط برای اینترنت ودیگری برای کارهای دیگرتان. 3.اگر بر روی دسکتاب خود آیکون های زیادی دارید سعی کنید انهایی که لازم دارید را بگذارید و بقیه را در استارت منو بگذارید تا زیادی ایکن باعث پایین امدن سرعت نشود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 21:57 توسط فاطمه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
و آنگاه آفتابگردانی ازگوشه ای طلوع کرد و به میان کارهای ما سرک کشید و ما هیچ ندانستیم آمدنش از کدامین سو بود . می دیدیمش که هرروز از سحرگاهان یک جا می نشیند و بالا آمدن خورشید را نظاره می کند و تا شامگاهام همچنان روی بر او نگاه می دارد و با او می گردد. آنگاه تازه دانستیم که چرا می گویند (( آفتابگردان ))!!
و از آنجایی که خورشید در اسطوره ها نماد حقیقت بود آفتابگردان را نکو داشتیم و خواستیم تا با ما بماند و نشان ما باشد نه به آن نشان که خود را حقیقت بپنداریم و نه حتی به آن توهم که روی خود را به سوی حقیقت بدانیم بلکه تنها آرزویی که در سویدای قلبمان روییدن گرفته بود که ((ای کاش میتوانستیم آن گونه باشیم)) |
| پیوندها |
|
شمعدانی الهه جون پادراز خلسه پیامی در راه منتظر |
|
RSS
|